شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

سیب همانند معرفت است
سیب همانند حقیقت است
سیب همانند محبت است
سیب میوه صبر است
سیب میوه آن هنگام است که تو ناز می خری و صبورانه با تمام احساس درد را در آغوش می کشی...
که هماره البلاء للولاء بوده و هست...
سیب میوه ولایت است...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۱۶ مطلب با موضوع «دلنوشته :: مادرانه» ثبت شده است

چند روز پیش دخترای خواهر شوهرم که هشت سالشونه مهمون خونه من بودن. وسط بازی هاشون با آقاپسر، ازم پرسیدن زندایی تو چه کاری رو دوست داری؟ قبل از این که من جواب بدم، آقاپسر با لحن محکم و مردونه ای گفت: خونه داری!

انگار وسط سینه م یه چیز شیشه ای افتاد و شکست. اون موقع چیزی نگفتم. شب وقتی با همسرجان بودم بهش این اتفاق رو گفتم. گفت: خیلی خوب جواب داده. خونه داری شغل خوبیه! شغل حضرت زهرا(سلام الله علیها)ست. 

دلم گرفت! شروع کردم به توضیح دادن برای همسرجان: خونه داری شغل خوبی هست چون شریفه. شریفه چون به خاطر دوست داشتن کسایی که دوستشون داری انجامش میدی. ولی شغلی نیست که من دوست داشته باشم. من این کار رو انجام میدم، نه چون خونه داری رو دوست دارم؛ چون شماها رو دوست دارم!  خونه داری برای من سخته. توی محیط کوچیک بدون این که کسی رو ببینم، هرروز هرروز باید کارای تکراری انجام بدم. ناراحت نیستم از این کار چون شماها رو دوست دارم اما کاری که من خودم دوست دارم،خونه داری یا بچه داری نیست! دوست دارم درسمو ادامه بدم و توی محیط دانشگاه باشم، دوست دارم کتاب بخونم، رمان بخونم، حتی اگه بخوام کارای زنونه هم بکنم، خیاطی و گلسازی و قلاب بافی چیزاییه که دوست دارم. میدونی هم که چه قدر استعدادشونو دارم. اما الان حتی وقت نمیکنم درست حسابی آشپزی کنم!

من این کاررو میکنم چون جز من هیچ کس نیست که برای بچه ها مادر باشه و یا برای تو همسر باشه. اما من مجبورم برای این کار اکثر مواقع خودم رو فراموش کنم...مجبورم اکثر مواقع خودم رو نادیده بگیرم. هرچقدر هم که مهارت ایجاد تعادل برای رفع نیازهای شخصیم رو داشته باشم؛ بیشتر مواقع اصلا نمیتونم خودم رو ببینم!



...راستش به نظرم این حرف اکثر مادرای ماست! 

من خودم رو ندیدم تا تو رو ببینم!خواهش میکنم من رو ببین! من رو فراموش نکن

این حرفیه که حتی وسط بدخلقی هاشون و گفتن لیچار به ماها دارن به ما میگن... غم بعد از فراموش شدن خیلی سنگینه! اونها دنیا رو با چشمهای ما دیدن تا چشم های ما به سمت اون ها باشه!

 برای همسرانتون یا مادرانتون لازم نیست هدیه خاصی بگیرید. فقط شاید اگر باهاشون تماس بگیرید و بگید: مادر آبکش آشپزخونه میخواستی؟ برات گرفتم از همون مدل که دوست داشتی فرستادم برات..

شاید بهترین هدیه رنگ کردن موهای سفیدشون باشه به دست خودتون و اون وسط قربون صدقه موهاشون رفتن...

شاید یه کتاب صوتی که بتونن وسط کاراشون گوش کنن... شاید...خیلی چیزا...

اما اصل مهم دیدن اونهاست وقتی اونها خودشون رو نمیبینن! اما مسلما این اصل باید جاری باشه نه تنها در یک روز.

 


پ.ن۱: خانوم کوچولوی ما تبش قطع شده. اشتهاش خوبه خدا رو شکر. خوابشم خوبه. 
پ.ن۲: قصدم از نوشتن پست قبل فقط انعکاس یه روز مادرانه بود. تازه اونم توی قرن بیست و یک. قرن اطلاعات و امکانات، نه قرن بیست یا دهه شصت یا هفتاد شمسی. عذر میخوام اگر خیلی نگران شدید! حقیقتا اینا دغدغه های عادی اکثر مادرا و زنان ماست.
روز ولادت خانوم فاطمه زهرا سلام الله علیها هم مبارک. 
یه خواهش:لطفا سلام ها و صلوات های بعد از اسامی نورانی ائمه رو تا جایی که ممکنه کامل بنویسید! این همه تایپ میکنیم اختصار در احترام خوب نیست! خواهش میکنم!
۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۰۰
سیب