شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

سیب همانند معرفت است
سیب همانند حقیقت است
سیب همانند محبت است
سیب میوه صبر است
سیب میوه آن هنگام است که تو ناز می خری و صبورانه با تمام احساس درد را در آغوش می کشی...
که هماره البلاء للولاء بوده و هست...
سیب میوه ولایت است...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

اگر زمانی که به این درک رسیدم که پدر و مادرم انسان های معمولی هستن؛ به جای خشم گرفتن ازشون، اینو در نظر می گرفتم که شخصیت من به واسطه دو عامل وراثت و آموزش شکل میگیره که پدر و مادر در هر دوی این عوامل نقش بزرگی دارن؛ وقتم رو با خشم تلف نمی کردم و به نقص هاشون دقت میکردم تا اونها رو در خودم از بین ببرم! و به قدرتهاشون تا اونها رو بیشتر و بهتر پرورش بدم...

این طوری میتونستم راهی که والدینم تا نیمه رفته بودن رو پیشتر و بیشتر برم.

کاش بیشتر باهاشون زندگی کرده بودم!

راهی هم که من نتونم کامل طی کنم ان شاءالله فرزندم میره...


تازه تازه میفهمم خانواده یعنی چی و قداستش.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۱۵
سیب

نظرات  (۷)

۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۴:۴۹ جنابــــــــ دچار
خودتون به این ارتباط رسیدین یا جایی خوندین؟ :)
پاسخ:
جایی خونده باشم میگم. تفکراتم!

ایرادی داره بفرمایید..خوشحال میشم.
۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۴:۵۳ جنابــــــــ دچار
نه فعلا که ایرادی نمی بینم توش
۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۷:۴۹ قاسم صفایی نژاد
اتفاقا انسان معمولی بهتره خیلی جاها. اگه ژن خوب داشتید و حتی محبت کردن در خانواده و رفتار خانوادگی هم تبدیل به معامله میشد خوب بود؟
پاسخ:
منظورتونو از جمله دوم نفهمیدم!
منتها باید در مورد آدم معمولی یکم توضیح بدم...
بچه ها تا یه سنی پدرو مادرشون رو کاملا بری از اشتباه و عیب میدونن. هرچی پدر و مادر بگن به نظرشون درسته ولی از یه سنی به اون طرف متوجه میشن که پدر و مادر هم ممکنه اشتباه کنن.منظورم این موقعه..
۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۸:۰۳ قاسم صفایی نژاد
آها. من فکر کردم منظورتون از معمولی یعنی ژن خوب نیستید 
پاسخ:
ژن خوب؟! 
ژن ژنه خوب و بد نداره که! صفت خوب و بد داره ژن فقط حاملشه...
۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۸:۱۷ قاسم صفایی نژاد
هیچی! کلا نشنیدید ژن خوب رو؟ :D منظورم آقازادگی و ایناست.
پسر آقای عارف گفته بود که من ژنم خوبه که این موفقیت‌ها رو کسب کردم. تبدیل به ژانر جوک شده چند ماهه در فضای مجازی. حتی اسم یکی از تیم‌های مسابقه خندوانه هم شد و ... انقدر فراگیر بود این کلمه فکر میکردم شنیدید.
پاسخ:
چرا شنیدم.
خواستم بگم کلا حرفش غلط بوده...

۱۵ آبان ۹۶ ، ۲۱:۲۵ محمدحسین ظرافتی
خانواده، محل بروز عشق به معنی واقعی کلمه است.
پاسخ:
بله اگر در اوج باشه
۱۶ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۴ س _ پور اسد
سلام و خداقوت ... سوای از وراثت و آموزش که بدرستی اشاره شده .... عامل سومی هم در شکل گیری شخصیت دخیل است و آن محیط می باشد ... البته محیط اقسامی دارد (خانواده-تحصیل-کار-محله و فضای مجازی و...) که متاسفانه امروزه تاثیری بیش از والدین و آموزش بر شخصیت ما و فرزندانمان دارد و در برابر آن پدافند و مصونیتی نداریم ....باید ضمن لحاظ کردن این فاکتور ؛ تاثیرات تربیتی ش را ملحوظ نمود....
 باتشکر و آرزوی توفیق روزافزون
پاسخ:
علیکم السلام و سلامت باشید.
کاری که محیط( با تمام ابعادش مثل فضای مجازی یا مدرسه یا دوستان یا...) انجام میده، همون آموزش هست.
آموزش به صورت خودآگاه هست و ناخود آگاه که آموزش ناخودآگاه یا درونی سازی بیشترین کارامدی رو داره و بهترین زمان و موفقیت آمیز ترین زمان برای این آموزش تا سن پنج سالگی هست. که توی این زمان بچه در منزل و تحت تربیت پدر و مادر قرار داره. پس با این حساب بیشترین تاثیر رو پدرو مادر در ترلیت بچه دارن.
ببینید اگر الان محیطی غیر از رفتار پدر و مادر در رفتار بچه ها تاثیر میذاره  و تاثیرش بیشتر از خانواده نمود داره، به خاطر این نیست که قدرتش بیشتر از خانواده ست. به خاطر اینه که در خانواده اون رفتاری که باید درونی بشه، نشده! تقلید کور از مثلا عبادات پدر و مادر که شرط نیست. ما باید در رفتارمون تحلیل منطقی و تفکر درست رو آموزش بدیم. در اون صورت موقع مواجه با عوامل محیطی مثل فضای مجازی، به خاطر درونی شدن روش درست تفکر و تحلیل بالاخره راه درست رو پیدا میکنن.
ما توی خانواده هامون روش درست مواجهه با مسائل رو یاد نمیدیم.
شما حتما با این مسئله و سطحی نگری و موضع گیری نابجا در مقابل اتفاقات و اخبار، روبرو شدید. وبلاگتون موضوعش همینه.
ببینید ما یه عالمی درونمون داریم و یه عالمی بیرونمون. ما نه فقط با عالم بیرونمون سطحی و مبتذل برخورد میکنیم؛ بلکه با عالم درونمون هم سطحی برخورد میکنیم. به دنیا میایم و بزرگ میشیم و هرروز مملو از هیجانات و عواطف و احساسات مختلف هستیم. هرروز رفتارهای آشکار و نهان زیادی از ما سر میزنه که میشه گفت همشون به دفعات بسیار زیاد در هر دوره ای تکرار میشن. ولی ما نمیریم بررسی و تحلیل کنیم منشاء این رفتار و موضع گیری احساسی و هیجانی من چیه و از کجاست.
من باب مثال. دختر یا پسر پانزده ساله ای که منشاء هیجانش نسبت به جنس مخالفش رو بدونه کمتر احتمال داره اونو با عشق اشتباه بگیره و به خطا بیفته. اما نمیدونه که منشاءش چیه چون یاد نگرفته تعمق کنه! ندیده! نیاموخته.
ما نه فقط نسبت به دنیای بیرونمون باید بصیرت داشته باشیم بلکه باید نسبت به دنیای درونمون هم بصیرت داشته باشیم. بررسی بدون احساسات و موضع گیری هیجانی رفتار پدر و مادر، به عنوان دو رکن اساسی تربیت، به این بصیرت خیلی کمک میکنه.