شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

سیب همانند معرفت است
سیب همانند حقیقت است
سیب همانند محبت است
سیب میوه صبر است
سیب میوه آن هنگام است که تو ناز می خری و صبورانه با تمام احساس درد را در آغوش می کشی...
که هماره البلاء للولاء بوده و هست...
سیب میوه ولایت است...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

حکمت آقا پسر

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۹ ق.ظ

دیشب آقا پسر یه جمله حکیمانه گفت! جمله ای که وقتی شنیدم بهش گفتم من اینو توی سی سالگی فهمیدم!

گفت: چه قدر بچگیای آدم زود میگذره و بزرگیای آدم دیر میاد.(زمانی که از دست رفته کوتاهه و زمانی که نیومده دور و دراز )


بهش گفتم: برای همینه که بعضیا حسرت گذشته و بچگیاشونو میخورن؛ بعضیا هم همش به انتظار آینده توی آرزوهاشون فرو میرن. اما آدم عاقل حواسش به الان و امروزش هست.

گفت: یعنی چی؟

_: یعنی همین که تو وقتی از مدرسه می رسی سریع همون موقع مشقاتو مینویسی.نمیذاری برای بعد( آرزوی آینده و امید به زمانی دیگه) چون ممکنه وقتی مشقات بمونه، شب که بشه و ننوشته باشی؛ هی پیش خودت بگی کاش عصر نوشته بودم( حسرت گذشته)! نمازم همین جوره.همون موقعی که وقتشه باید بخونی چون اگه دیر بشه حسرتشو میخوری.

_: اما من که مشقامو زود مینویسم. نمیذارم بمونه! 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۱
سیب

نظرات  (۳)

۰۱ آبان ۹۶ ، ۰۸:۵۶ جناب دچـ ــــار
با این انتظاراتی که شما ازش دارید بنده خدا اصلا بچگی نکرد :)))
پاسخ:
انتظار؟
هنوز اسباب بازیهاش گوشه سالن خونه ولوئه!
۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۱:۱۹ جناب دچـ ــــار
آقا من چون هیچ تجربه ای در برخورد با فرزند و مقتضیات سنی ش ندارم پس در این خصوص هم نظری ندارم :)
پاسخ:
اگر بچه خودش تمایل به چیزی داشته باشه که انتظار ما نمیشه. در ضمن بچه هفت ساله دیگه بچگیشو کرده! این سن شروع تربیت آکادمیکه. 
ان شاءالله بچه دار میشید متوجه تغییر بچه توی این سن میشید.
سلام
قشنگ لحن جمله ی آخرش رو میتونم تصور کنم:)


پاسخ:
سلام
آره مثل اون روز که گفت:من که دسته گلم! ⁦:-)⁩