شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

سیب همانند معرفت است
سیب همانند حقیقت است
سیب همانند محبت است
سیب میوه صبر است
سیب میوه آن هنگام است که تو ناز می خری و صبورانه با تمام احساس درد را در آغوش می کشی...
که هماره البلاء للولاء بوده و هست...
سیب میوه ولایت است...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

بلا

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۷ ب.ظ

به این فکر می کنم که برای رشد کردن؛ باید شجاعت مبتلا شدن رو داشته باشم.



بعدا نوشت: فکر میکنم عنوان این دو پست آخر بهتره که "ابتلاء" باشه نه "بلا"


بعدغ نوشت ۲: سرم خیلی شلوغه. اما به همه کامنتا فکر کردم. ممنون از نظرات. خیلی کمکم کردن. میام جواب میدم!

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۵
سیب

نظرات  (۵)

عجب جمله ای گفتی
شجاعت تن به بلا دادن....
مبتلا شدن...
پذیرفتن بلا...

جالبه...
پاسخ:
بهم نمیاد چیزی حالیم باشه؟!
خب آره حق داری...

😁

استاد ما همیشه می گویند، ما درخواست امتحان و ابتلاء نداریم. یعنی گزینه سختی و رنج به خدا پیشنهاد نمی کنیم. به همین دلیل قید عافیت در اکثر دعاهای ما هست و طلب عافیت از مهم ترین دعاهای شب قدر،  اما در صورت مواجهه هم جزع و فزع نداریم.
پاسخ:
شجاعت ابتلا یه چیز درونیه. بعضی اوقات هم ابتلائات الزاما مصیبت و سختی نیست. همین امور روزمره...
منظور هماورد طلبیدن نیست. فرار نکردنه!
بعضی ابتلائات شاید برای این هست که همین شجاعت مواجهه با مشکلات و فرار نکردن در ما به وجود بیاد
پاسخ:
اگر به دست آوردن شجاعت یکی از مراحل رشد باشه که هست..خب مسلما.
سلام علیکم
شجاعت رو باید کسب کرد... همونطور که معرفت باید کسب بشه...
شجاعت با بی کله بودن فرق داره...

مثال میزنم:
مقام معظم رهبری در سال 88 یک قدم کوتاه نیامدن در مقابل فتنه گران و حتی فرمودن خونهایی که ریخته شود شما باید پاسخ گو باشید...

در سال 92 یا 93 فرمودن نرمش قهرمانانه...

هر دو بر اساس شجاعت بود... هم نرمش قهرمانانه بر اساس شجاعت بود هم کوتاه نیامدن در سال 88

شجاعت بدون بصیرت ممکن نیست... بصیرت رو از شجاعت بگیریم، تهور و بی کله گی میمونه...

اتفاقا در سفر عتبات همین رو از استاد پرسیدم و فرمودن:
شجاعت ، عمل کردن بر اساس حق و در نظر داشتن رضایت حق در اعمال هست...
بله با این شیوه پیش بریم حتما بدون ابتلا نخواهد بود اما باید دانست اثر حق محوری در اعمال موجب تقویت شجاعت میشه... و شجاعت که باشه رنجی که به ما می رسه بیش از رنجی نیست که قبل از ابتلا میکشیدیم...
ما چون حق محور نشدیم... لذا شجاع نیستیم... و چون شجاع نیستیم به ابتلائات دیگران که نگاه میکنیم ترس برمون میداره...
اما امام حسین در روز عاشورا هر چه به عصر نزدیک تر میشدن مبتهج تر میشدن...
ما هم اگر حق محور بشیم، شجاع میشیم...
پس من مطلب شما رو اینطور اصلاح میکنم:

برای رشد باید حق محور شدن در اعمال را سرلوحه قرار دهیم...
نتیجه حق محوری در اعمال میشه بصیرت و شجاعت ...
انسان عاقل اصلا مسئله ابتلاء براش موضوعیت نداره... میدونید چرا؟

از اول هی میخوام بگم اما نمیدونم...
چون غیر عقلا به خاطر رنج از ابتلاء گریزانن... و...
رنج با ابتلاء اضافه نخواهد شد... البته حال انسان متغیر میشه... اما رنج... خودتون هم بیشتر روش فکر کنید

البته قصه ابتلا با قصه تاوان پس دادن فرق داره به نظرم...
باز خودتون روش فکر کنید

باید حق محور شدن دغدغه بشه... مابقی حل میشه...

پاسخ:
در مورد نرمش باید بگم آدمای ترسو اتفاقا خشک میشن! اضطراب خشکی و عدم انعطاف میاره! همچین آدمی بی احساس و به قول شما بی کله میشه و در برابر آدم ضعیف صداش بلنده اما اگه یکم محکم باهاش برخورد کنید میترسه!  آدم شجاع به وقتش خیلی راحت کرنش میکنه چون مطمئنه که اگر لازم باشه میتونه ثبات قدم داشته باشه.

میدونید منظورم از پست چی بود؟ بعضی اوقات از ترس سختی کشیدن دنبال انجام یه کار خوب یا حتی انجام یه وظیفه نمیریم! مثلا مثل زنای کوفه که از ترس از دست دادن شوهراشون و بیوگی جلوی مردا رو برای یاری حضرت مسلم گرفتن....مثل کسی که درس نمیخونه چون از این که شب امتحان استرس داشته باشه میترسه...یا الی ماشاءالله مثال های دیگه توی زندگیمون...

کسی که توی زندگیش و نگاهش به اتفاقات، اولویت بندی درستی داشته باشه حق محور میشه.

فکر میکنم کسی که بخواد رشد کنه حق محور هست...یعنی حق محور بودن جلوتر از رشده حالا توی درجه خودش چون رشد حق بودنه. حق وجود داشتن اینه که رشد کنیم.. البته نظر شخصیه شاید اشتباه بگم...


بله قبول دارم...موضوعیت نداره چون لذت رشد و تعالی اونقدر زیاده که درد ابتلاء رو از بین میبره...نه حتی کم بکنه ها!کاملا فراموش میشه! در لحظه همون موقع شاید درد باشه ولی اشتیاقی که به بالاتر رفتن در انسان ایجاد میشه همه چیز رو از بین میبره...


این جمله آخر رو هم خیلی قبول دارم. ما از اون روزی که به دنیا میایم با ترس ها و اضطرابهایی مواجه میشیم که همیشه با ما خواهند بود چه بدونیم و آگاه باشیم که هستن چه ندونیم  اما اگر حق محور باشیم اجازه بروز اون ترس ها رو در رفتارهامون نمیدیم. رفتارها که کنترل بشن خیلی چیزا تغییر میکنه. واقعیت اینه که میشه گفت تنها وسیله برای تغییر باورها(ترس هم یه جور باور حساب میشه) کنترل رفتارهاست.
این شعر معروف رو همه شنیدیم احتمالا:
در بلا هم میچشم لذات او
مات اویم مات اویم مات او

حق محور شدن انسان رو به اینجا میرسونه...
خلاء ما شجاعت نیست... حق محوری هست...
پاسخ:
من این شعر رو نشنیده بودم...


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی