شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

سیب همانند معرفت است
سیب همانند حقیقت است
سیب همانند محبت است
سیب میوه صبر است
سیب میوه آن هنگام است که تو ناز می خری و صبورانه با تمام احساس درد را در آغوش می کشی...
که هماره البلاء للولاء بوده و هست...
سیب میوه ولایت است...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

سالگرد

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۴:۳۱ ب.ظ

امروز سالگرد نامزدی من و همسرجانمونه! 
هنوز یادم نرفته که وقتی اولین بار اومده بود خونه مون توی اتاق نشسته بودم. خواهرم که اون موقع برای پیشواز دم در رفته بود توی اتاق اومد و پرسیدم: چه طوریه؟
گفت: لباسش بهش ابهت داده. خودش لاغره. خیلی بهش میاد عبا و عمامه.
دیگه نگفت که چشماش چه قدر خوشگله و چه قدر، قدر چشماشو میدونه و هیچ وقت در سالهای بعد نمیبینی که به نامحرم نگاه کنه!
چون نمیدونست.
دیگه نگفت که اخلاقش چه قدر خوبه و کار کردن توی خونه و انجام کارای خونه و بچه اصلا براش عار نیست تا اونجایی که جارو برقی کشیدن تقریبا میشه کار اون.
چون نمیدونست.
دیگه نگفت که اونقدر بیخیاله که یه وقتایی جیغتو در میاره که چرا فلان کار رو نکردی...
چون نمیدونست.
دیگه نگفت که خیلی وقتا حواسش پرت میشه و یادش میره که زنداری یعنی چی اما مطمئن باش دوستت داره.
چون نمیدونست...
خیلی چیزای دیگه رو هم نگفت چون نمیدونست. تنها چیزی که دید این بود که من دارم همسر یه طلبه میشم! 
اون دیگه ندید که زندگی با یه مرد از جنس دین که ممکنه ناب باشه یا نباشه، چه برکات و سختی هایی داره...
خواهرم که همیشه ترس داشت مرد دین نذاره من با خواهر بدحجابم رابطه داشته باشم، حواسش نبود که مرد دین میگه صله رحم واجبه! و دیگه نفهمید که من و همسرجانم برای رعایت این واجبات توی نه سال چه قدر سختی کشیدیم...
هیچ کس نفهمید که من چه طور به وضوح میدیدم که توی زندگی یه نفر داره من رو تربیت میکنه و چه قدر خجالت زده بودم که در حد و اندازه جایگاهی که خدا برام خواسته نیستم! 
یه نفر توی این زندگی بود که همسرجان هم وجودش رو درک میکرد و میگفت کسی داره ما رو سرپرستی میکنه...البته حضور خدا در همه زندگی ها حس میشه.
کسی که حتی توی تربیت بچه ها و درست کردن غذا و خیلی چیزای دیگه کمک من کمتر از خودم بود.
کسی دستم رو میگرفت و قدم به قدم یادم می داد که چه طور باید این راه و برم...این کس  آقای این سپاهی بود که من توفیق ورود به جرگه سواره نظام سربازانش رو پیدا کرده بودم...
امروز نهمین سالگرد شروع عشقبازی منه.



پ.ن: قبلا نمیگفتم همسر طلبه ام چون در حد این جایگاه نبودم و خیلی فاصله داشتم. الان میگم تا حواسم باشه که باید در حد این جایگاه باشم!
پ.ن: از صبح میخوام این حرفا رو بنویسم ولی وقت نمیشه. برای من و سعه صدرم دعا کنید.


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۲
سیب

نظرات  (۱۹)

سلام:)

تبریک عرض میکنم ...

ان شاءالله خوشبخت باشین ...
پاسخ:
علیکم السلام
خواهش
ممنون
چرا وبتونو برای عید بستین؟ چرا به روز نمیشین؟
میشیم ان شاءالله
پاسخ:
ان شاءالله
سلام
مبارکه
روز ولادت حضرت زهرا که گذشت هم
روز مادر و زن هم...

چرا فونتش رو کج کردی خواهر؟
چشم مون درد گرفت؛) :)
پاسخ:
سلام :)
ممنون
قبلیا هم فونتش کج بود. نمیخوندیشون؟! :/
این زیاد هم بود
البته نوشته های قبلی ات رو نخوندم
پاسخ:
دیدی؟😉
نه عزیزم فونت همیشه شماره دو بوده کج هم بوده شما زیاد چت میکنی احتمالا چشمات خسته شده!😂😂
اوه 
مای گاد 
سالروزتون چهارشنبه سوری بود؟ 😉
تبریک میگم 
نه سال که چیزی نیست 
نود و نه سال با هم شاد زندگی کنید ان شاءالله
پاسخ:
اوهوم
یکی از سالگردامون چهارشنبه سوری بود.
ممنون
😍
نهبابا چه خبره نود و نه؟ نهایتا پنجاه کافیه! حوصله داریااا..😁😁

سلام
تبریک میگم سالگرد نامزدیتون رو
پاسخ:
عیکم السلام
ممنونم
سلامت باشید
آفرین بر این زندگی مؤمنانه!
خیلی قدرش را بدانید.

مهرتان لبریز و عشقتان افزون باد.
پاسخ:
از خدا ممنونم که توفیق این زندگی رو بهمون داد ولی برامون دعاکنید. 
چه جالب! حدس نمی‌زدم که همسر طلبه باشین، ولی با خودم می‌گفتم خوش به حالشون که چه همسر پایه‌ای دارن!
همسر پایه‌ی دین‌داری از توفیقات بسیار بسیار باحاله :))) چه طلبه چه غیرطلبه.
ان‌شاءالله زندگیتون روز به روز بهتر و پرثمرتر :)
پاسخ:
پایه به اون معنی که مثلا پاشیم بریم جمکران و توی راه سر روی شونه هم بذاریم و به افق نگاه کنیم نه نیست ولی سبک زندگیش چون بر مدار دینه ناخودآگاه همراهی پیش میاد.
اصلا توی ذهنم نبود همسر طلبه شدن. یعنی نه گفته بودم فقط طلبه، و نه گفته بودم طلبه نه. وقتی پیشنهاد دادن فقط گفتم باید روش فکر کنم. خودفرد رو سنجیدم. ولی واقعا بین طلبه و غیر طلبه فرق هست.میبینم اونایی که حصر قائل شدن یه جورایی انگار در رشد بهشون بسته شده...هرچی هم بالا میرن اما بازم توی یه محدوده خاصن.
راستش اون زمان که ازدواج میکردم فقط به این فکر میکردم که یه نفر باشه که از لحاظ ایمانی بالاتر باشه. وقتی همسرجان اومد دیدم ردش کنم خیلی خرابکاری میشه....😀😀😀😀
یه جور اجبار جالبی پیش اومد توی ازدواج من...خخخخخ
سلام مومن. جزاکم الله خیرا

صمیمانه تبریک عرض می کنم...

قبلا لو نمی دادید که شیرینی ندید(لبخند)
از قدیم الایام! گفته اند "پشت هر مرد موفقی، یه زن غر غرو وجود داره!! چون اگه غر نزنه، اون مرد حاضر نیست قدم از قدم برداره تا موفق بشه"...والا(لبخند)

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام علیکم
ممنونم
همسر طلبه بودن شیرین هست ولی شیرینی نمیدنا...
جدا اینقدر تابلو بود از متن که به نظر همسرم من غرغرو ام یا شما خیلی باهوشید؟
واقعا همسرم خیلی زیادی دیگه ریلکسه. من غرغرو نیستم!

سلامت باشید.
علی علیه السلام یارتون

حفظکم و حفظهم الله ... مبروک 
پاسخ:
ممنونم.
۱. حصر قائل میشن؟ یعنی چی؟ کیا؟ 
۲. خوب تو دومین نفری هستی که همسر طلبه ای و از تربیت مردها (آنها دیگری را تربیت کنند و ریلکسیشون میگی) آیا این به طلبه بودنشون ربط داره؟ یه جا گفتی مرد باید بلد باشه زن رو تربیت کنه 
این در مورد همه مردهاست یا تجربه خودت را میگی؟ 
پاسخ:
آره خب.مثلا میگن من با طلبه ازدواج نمیکنم...یا مثلا من فقط با طلبه ازدواج میکنم. یا مثلا من با ارتشی ازدواج نمیکنم. این روش معصومین نیست. 
من نگفتم همسرم منو تربیت کرده.درسته که مصاحبت منو همسرم باعث تربیت ما دوتا شده که خب توی روابط انسانی عادیه. 
من گفتم:آقای سپاهی که من و همسرجان سواره نظامش بودیم ما رو داره تربیت میکنه.
درسته مرد باید بلد باشه..زن هم باید بلد باشه...اونجا در مورد مردا صحبت میکردیم گفتم مرد.

۲۳ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۶ خورشید ‌‌‌‌
سلام
خیلی مبارک باشه :)
سعادت بزرگیه اینجور زندگی ها
ان شاء الله روز به روز بهتر و بهتر از همیشه :)

یه اعترافی بکنم؟! 
من هم دوست دارم همسرم بهتر از من باشه. به خصوص ایمانش. یعنی فقط ایمانش. :) ولی چون خودم خیلی ضعیفم میگم حیفه خب بنده خدا :))
مثال جمکران و افق و این صحبتها هم خیلی خوب بود :) فکر کنم جزو ایده آل های خیلی از جوانان دم بخت باشه :)

برای ما هم خیلی دعا کنید
حق همیشه نگهدارتون
پاسخ:
سلام😃
ممنونم
توفیق هست ولی به نظرم سعادت زمانیه که از پس مسئولیت بر بیایم.
معمولا خانوما همین طورن البته نقض این هست ولی کمه.
باید طرفتونو برای زندگی عملی و کاربردی بسنجید! زندگی واقعی سخت تر و مهمتر از فیگور های عاشقانه ست. هرکسی میتونه از این دست ایدآل ها رو برآورده کنه ولی هر مردی نمیتونه مرد زندگی باشه!
شما هم برای من دعا کنید!
😃

سلام
تبریک میگم، امیدوارم هر روز و هر لحظتون پیشرفت مادی و بخصوص معنوی داشته باشه در کنار همدیگه :)
پاسخ:
سلام
ان شاءالله
ممنون
سلام
فکر که میکنم میبینم شما دوست نداشتیدشان طلبه و روحانیت رو پایین بیارید... نسبت به این مسئله غیرت داشتید...
این همون موضوعیه که من چند وقت پیش به این دلیل مطلب نوشتم و خواستم نقدم کنن تا ببینم آیا چیزهایی که ازش دم میزدم (ولایت و عقلانیت) به صورت عملی و درمقام تجلی در اون جایگاه بودم یا نه... یعنی تونستم موید حرفهام باشم یا نه...

اما سوالی دارم:
آیا اونقدری که همسر طلبه بودن برای شما دغدغه بود (که بتونید حق اون جایگاه رو رعایت کنید) مسائل اولی تر از این هم براتون دغدغه بود؟
مثل شیعه بودن... منتسب بودن به امامان معصوم... یا حتی منتسب بودن به حق... چون فرمودن خلق الله عیال الله هستن...
ممکنه نسبت به همه اینها غیرتمند باشیم اما سطح و مرتبه غیرتمندی و دغدغه مندی مهمه...
مثل اون اندازه که نسبت به جایگاه طلبه و همسر طلبه غیرت داشتید نسبت به جایگاه خلق الله بودن هم غیرتمند بودید؟

سوالم توبیخی نیست هااا... این سوال رو باید همه ماها جواب بدیم...
میخوام بگم ما در مقام یقینیاتمون دغدغه پیدا میکنیم... غیرتمند میشیم... این یقینیات گاها ممکنه در مقام نظریات هم نمودی نداشته باشه... اما در مقام باور شخص یک حقیقت راسخ باشه...

تصمیم خوبی گرفتید... 
البته من فکر میکنم این دغدغه مندی نسبت به همسر طلبه بودن از دغدغه مندی نسبت به دین اومده...
اما باز هم عرضم اینه که اگر این ترتیب ها صادق باشه یعنی دغدغه مندی نسبت به حق ما رو نسبت به اهل حق دغدغه مند کنه و دغدغه مندی نسبت به اهل حق ما رو نسبت به صنف اهل حق دغدغه مند کنه ، ما اهل عبور میشیم... اما اگه این ترتیب صادق نباشه ، همه اینها حجاب میشه... و خودش مایه انحراف میشه...
مثلا حضرت زینب مثل مادر عظیم الشانشان بسیار نسبت به نا محرم حفظ حریم میکردن... علت این مراقبت چی بود؟
دغدغه مندی نسبت به حق...
اما در جریان اسارت شام ، باز هم دغدغه مندی نسبت به حق موجب شد اونجور علی وار خطابه بگن... اون هم در کجا!!!!!
اگر مراقبت نسبت به نامحرم جدای از حق محوری براشون دغدغه میشد یقینا در کاخ یزید تدبیرشون بر این می افتاد که: برادر زاده ام (امام سجاد) هستن و سخن خواهند گفت (که سخنرانی هم کردن)... من وسط این همه نامحرم اون هم در بزم شراب... بهتره کمترین تجلی رو داشته باشم...
میخوام بگم اگر در مراقبت های ما اصالت هم لحاظ نشه دچار خطا در محاسبه میشیم...
و عاقبت بدی هم داره...
پاسخ:
سلام.
نظر شما رو باید دقیقتر بخونم. ولی در مورد سوالتون جوابم مثبته. اصلا از شیعگی به اینجا رسیدم...
البته خطاهام باعث شرمندگیه!
۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۵۴ خونه مادری
نه سالگیِ پیوندتون مبارک 

اون نگفت ها هم بالاخره باید توسط خودتون تجربه و کشف می شد :)
پاسخ:
اکتشافاتی به قیمت گذر عمر...
با آرزوی توفیقات بیشتر برای شما و همسرتون ... هم پایه بودن در این راه پرفزار و نشیب بندگی، نعمت بزرگیه خواهر جان ... سال خوبی داشته باشین
پاسخ:
ممنون :)
سلام
تبریک میگم
پست دلنشینی بود
پاسخ:
سلام
خواهش
۱۴ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۰۷ خورشید ‌‌‌‌
سلام خانم شاخه سیب عزیز
سال نو مبارک باشه :)
ان شاءالله سال بسیار خوب و پُر از اتفاقهای خوش پیش روتون باشه
چندوقته نیستید، دلتنگتون شدیم
نکنه رفته باشید؟ ما دلمون میگیره ها... :)
التماس دعای زیاد داریم
پاسخ:
سلام
ممنون
۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۱۴ قاسم صفایی نژاد
مبارک باشه سالگرد نامزدی تون. امیدوارم در کنار هم عاقبت بخیر بشید
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی