شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

دست دراز می کنم و می چینم...

شاخه سیب

سیب همانند معرفت است
سیب همانند حقیقت است
سیب همانند محبت است
سیب میوه صبر است
سیب میوه آن هنگام است که تو ناز می خری و صبورانه با تمام احساس درد را در آغوش می کشی...
که هماره البلاء للولاء بوده و هست...
سیب میوه ولایت است...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

دوست من(بعدا نوشت اضافه شد)

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۴۶ ب.ظ

یه زمانی یه سریال فانتزی دیدم که توش یه شخصیت ماورایی از سرزمین خدایان برای انجام یه ماموریت به زمین آدم ها اومده بود. زن قهرمان داستان، ماورایی بودن این شخصیت رو باور نداشت. یه تیکه از دیالوگشون این بود:


زن:اگه تو خدایی بهم پول بده.یه عالمه. من ازت پول میخوام.

رب النوع: پول؟ پول چیه؟!

زن: چیزیه که باعث میشه مردم به آرامش و راحتی برسن.

رب النوع: پس تو پول نمیخوای. آرامش میخوای.



 حکایت این چند وقت من حکایت این دیالوگ بود! چند وقت بود از تنهایی و بی رفیقی به خدا شکایت می کردم. همش ازش یه دوست هم راه میخواستم. حالا دیالوگ من با خدا:

من: خدایا یه دوست میخوام. تنهام!😢
خدا: خب منم تنهام ولی دوست نمیخوام.همین شماها بسید!😀
من:خدایا اذیت نکن! یه دوست بفرست.چرا هر دفعه باهات صحبت میکنم، مثل همسرجان جواب میدی و بهم میخندی؟ یه دوست بفرست!😭
خدا:دوست برای چی میخوای؟به چه دردت میخوره؟😃
من:برای این که باهاش برم کلاس و کارایی که دوست دارم رو باهم انجام بدیم؛ تا بتونم بهتر روی کارایی که تو دوست داری تمرکز کنم.😄
خدا: پس تو دوست نمیخوای! تو میخوای کارایی که دوست داری رو انجام بدی. برو انجام بده. من ناراحت نمیشم!😊
من: اما دوست کمکم میکنه که بفهمم کارایی که دوست دارم چیه!😤
خدا:همینه که هست! مگه من غول چراغ جادو ام که هرچی دوست داشتی بهت بدم؟! پس کی میخوای مستقل بشی و این وابستگیت به آدمای دور و برت رو کنار بذاری؟!😒
همینه که هست.کنار بیا!😏


این جمله "همینه که هست" جمله ای بود که داشتم به کسی می گفتم اما باید به خودم خیلی زودتر میگفتم! دارم به کارایی که دوست دارم فکر میکنم. کارایی که لازم نباشه به خاطرشون خیلی از محیط خونه دور بشم. فعلا دلم میخواد تمرینای خط و زبانمو دوباره شروع کنم. نیاز دارم روزی یک ساعت فقط به خودم فکر کنم.

بعدا نوشت: "هم راه" رو جدا نوشتم. چون به نظرم "همراه" کسیه که باتو همراهی میکنه اما از قبل راهش با تو یکی نیست؛ اما "هم راه" کسیه که راهش از اول همین بوده و با راه تو یکی بوده و همدیگه رو توی مسیر پیدا کردید. احساسم به این دو شکل نوشتار اینه. از اول هم جدا نوشتم اما انگار اسپیس نخورده بوده.
موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۸
سیب

نظرات  (۲۶)

خا 
لایکم زدم 
پاسخ:
ببین...نه واقعا ببین! اون حرفایی که به تو زدم باید زودتر به خودم میزدم.
منم یه چیزی از خدا می‌خوام که خدا بهم نمیده :(
پاسخ:
لابد داری مثل من اشتباه میزنی. ببین اون چیزی که میخوای برای چی میخوای...شاید بشه به یه روش دیگه به اون هدف اصلی رسید.
خیلی از چیزایی که ما میخوایم وسیله هستن برای رسیدن به یه چیز دیگه.
۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۵۰ صحبتِ جانانه
:|

منم نیاز دارم به کارایی که دوست دارم، نیاز دارم بپردازم
مصل خوندن، نوشتن
پاسخ:
شما فعلا یه مقدار صبر کن همون با دخترت دوباره شروع کن. یه هفت سال زمان میبره.
اما از اول باید شروع کنی!😀
۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۰ صحبتِ جانانه
شمام که بچه نی نی داری
چچوری شروع میکنی؟
پاسخ:
قرار شده همسرجان وقتی از سرکار میاد یک ساعت مراقب بچه ها باشه تا منم به کارای شخصیم برسم.توی اون زمان قصد بیرون اومدن از خونه رو ندارم.نیازی ندارم. همه چیز توی خونه هست.
غیر از این دوتا یه سیر مطالعاتی هم میخوام داشته باشم که فعلا نمیدونم دقیق چی ممکنه باشه.
وقتی بهت گفتم خدا رو میخوام گفنی غول چراغ جادو میخوای 
من زیرش نمیزنم اما 
گاهی هم‌واقعا خدا رو میخوام 
این‌گاهی اون وقتیه که میرم حرم و می بینم هیچی نیست 
بعد میگم‌ کاش پشتم به خدا و حمایتش گرم بود 
اما الان نیست 

پاسخ:
اون قدر در فضای نداشته هات غرقی که از داشته هات غافلی!
همه ماها یه جاهایی از خودمون خدا رو نداریم و یه جاهایی داریمش اما چون تو کلا نداشته هات رو میبینی به نظرت میاد خدا رو نداری چون فقط به اون بخشی از خودت نگاه میکنی که اونو نداری.
آخرین کامنتم در این پست بهانه نوشتن پست خودم شد 
پاسخ:
میام میخونم.
تنها چیزی که هیچ وقت از خدا نخواستم دوست بوده :))
پاسخ:
دورت پر بوده یا نخواستی اصلا؟
مطالبی خوبی بود.
۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۳۹ صـــا لــحـــه
یا رفیق من لا رفیق له


ولی ما آدمیم خدا! تو فرق داری! :|
پاسخ:
دیگه حالا هرچی که هستیم برای ما دوست هم راه نخواست. 
نخواستم اصلاً
هر حرفی باشه به خودش می‌زنم. خیالم هم راحته که حرفام رو پس‌فردا از بقیه نمی‌شنوم! این رو هم می‌دونم که هر کمکی که بتونه بهم می‌کنه نکنه هم به صلاحم نبوده. چی بهتر از این؟!
پاسخ:
آره دیگه...
یا رفیق من لا رفیق له ...
پاسخ:
خدا رفیق نداره لازمم نداره ولی ولی داره.البته بازم لازم نداره.
خب بعضی چیزا رو هم باید خودمون دست به کار شیم، خدا بخواد و ما ساکت و آروم منتظر بمونیم نمیشه که. :)
پاسخ:
تلاش کردم،خیلی. یواش یواش دیدم دارم الکی وارد روش های ناسالم برای داشتن دوست میشم. این شد که گفتم رضایت بدم به شرایطم بهتره. حداقل خودمو حفظ میکنم!
ما به او احتیاج داریم
پاسخ:
بله درسته. 
دوست؟!!


چه دوسای بالاتر از همسر!!!!!


نمی دونم!!!
پاسخ:
همسر هرچه قدر هم خوب باشه همسره. میتونه دوستانه و همدلانه رفتار کنه ولی نمیتونه دوست باشه. عاقلانه نیست همه سرمایه عاطفیمون رو روی یه نفر سرمایه گذاری کنیم.
۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۵۲ سربازِ روزِ نهم
بگرد یه دوست پیدا کن
من گشتم یه دوست از هزار کیلومتر اونور تر پیدا کردم و مام میرم بهش سر میزنم و ارزشش رو داشت
پاسخ:
گشتم خیلی گشتم. بارها خسته شدم و ناله کردم. دیدم دیگه اصرار زیاد داره روحم رو خراش میده.
از این به بعد دوست بگرده منو پیدا کنه. واقعا دیگه توان ندارم همش دنبال یه هم راه خوب باشم.
سلام
به نظرم دنبال دوست نگرد خودش پیدا میشه یه روزی از رفتار و حرفای کسی میفهمی بهترین دوسته

جمله ی همینی که هست از زبان خدا برام جالب بود:) به دل نشست:) به منم خیلی گفته:))

راستی دوست میخوای من هستما روم حساب کن:)

یه چیز دیگه خواستم بگم یادم رفت...

آهان بافتنی رو هم امتحان کن عالیه. هم قلاب هم میل عالیه یه دنیای دیگه ست:)
پاسخ:
سلام :)

خب تنهایی آزار دهنده بود.به خاطر همین دنبالش میگشتم.
ممنونم. من دوستای خوب مجازی زیاد دارم. ولی روابط مجازی اسمش روشه مجازیه. یه دوستی که بتونی باهاش گردش بری، بیرون بری، مثل تو مادر باشه، دغدغه اجتماعی داشته باشه، کلاسی، جایی خواستی بری بتونی باهاش هماهنگ کنی با اون بری....اصلاااا ندارم! هستن آدمایی که این خصوصیات رو داشته باشن(دغدغه مندی کمتر) ولی هم راه نیستن.یا این که رابطه برقرار نمیکنن. صرفا روابط خانوادگی...رابطه من با اونا جزو روابط شخصی من نمیگنجه.

بافتنی؟! کل خونه من قلاب بافیای منه. لباسای زمستونی خانوم کوچولو رو خودم میبافم. حالا نه همه ولی چندتاییشو...خیاطی هم میکنم گاهی. لباس مبلامو خودم دوختم...یه ذره ریا کنم بدونی دیگعع....😁😁😁
دوست رو باید تعریف کرد
پاسخ:
توی جوابم به خاتوم بهار تعریف کردم.
آدم زیاده ها...اما رفیق نیستن. مجازی هم دوست زیاد دارم اما فضای حقیقی ندارم.
یه مقدار به خاطر برخی برداشت ها سختمه این رو بگم (ممکنه حمل بر خود ستایی کنن ولی انصافا اینطور نیست چون اگر معقول بود موارد عکسش رو در مورد خودم میگفتم تا بدونن ذهنیت خودم در مورد خودم چیه)

من در بین اغلب دوستانم به عنوان شخصی خوش صحبت شناخته میشم...
خدمت که بودیم وقتی چند نفر دور هم جمع میشدیم و من حرف میزدم میدیدم بچه ها واقعا دوست دارن من حرف بزنم...
یه بار توی نمازخونه چند نفرشون اومدن پیشم و گفتن ن. .ا برامون حرف بزن...
حدود دو دقیقه ای سکوت کردم و با شوخی بهم گفتن بابا سازمان ملل که نمیخوای حرف بزنی؟
باز سکوت کردم و نگاشون کردم... بعد منم رفتم توی فاز خودشون و شروع کردم باهاشون شوخی کردن...
خودشون پشیمون شدن از پیشنهادشون و متفرق شدن...
وقتی اینقدر رو، ابراز کردن... کل حرفهام خشکید... اصلا نمی تونستم چیزی بگم...
الان هم همینه... گاهی خانمم میگه بیا یه مقدار با هم حرف بزنیم... و منتظر میشه من یه موضوعی مطرح کنم... کلا حرفام میخشکه...

گاهی فکر میکنم این یه اصله...
طلب خیلی شدت ظهور داشته باشه ، مطلوب مخفی میشه...
خیلی به این خواسته تون در درونتون مقید نشید...
این تقید محرومتون کرده شاید...
باید از درون رها بشید... شاید خدا میخواد به شما بده اما این قید و ذکر شما بر این خواسته درِ دهش خدا رو در این باب بسته...

شاید...
پاسخ:
دقیقا منظورم پذیرش بود که شما این طور تعریف کردید که طلب باید محدود اظهار بشه.شدید باشه مطلوب مخفی میشه. یه جایی باید رها کرد و گفت:همینه که هست. بپذیر!
نگاه ما به خدا اینه که هرچی ما میخوایم بهمون بده. نگاهمون به دوستان خدا هم همینه در صورتی که برعکسه این ماییم که باید هرچی خدا بهمون داد بپذیریم و هرچی خدا خواست انجام بدیم.
توی دنیای حقیقی یه جورایی منم توی جمع های مختلف همینم ولی یه جور امام زاده...میان حاجت میگیرن...درد دل میکنن، رهنمایی میخوان ولی دوست نمیشن!
به نظرم خدا خیر هر بنده ای رو بخواد یا بهتره بگم خیری در بنده اش ببینه وقتی در طلبی خیلی مقید باشه ، بهش نمیده...
به نظرم حتی شهدا هم وقتی به شهادت میرسن که از قید شهادت خلاص شده باشن
خیلی جای تامل داره
پاسخ:
مثل همون که خدا اصرار در دعا رو برای مومن دوست داره...
نمیدونم...دارم سعی میکنم از وابستگی به آدما رها بشم! شاید این چیزیه که باید در عملکرد و سبک زندگیم به بچه هام یاد بدم...شاید فردا دنیا به سمتی بره که همینقدرم کسی دور و بر بچه هام نباشه و خیلی تنهاتر از من باشن.

به نظرم کلا دیگه براشون فقط تقرب مهم بوده.
دلا ؛ خو کن به تنهایی ؛ که از تن ها بلا خیزد ...... 
وفقکم
پاسخ:
حالا از همه تن ها هم بلا نمیخیزد. بعضی تن ها واقعا با برکتن! اما دور و بر ما تن هم راه نیست. 
بله تقرب که مهم میشد خدا عطا میکرد...
کلا خدا دوست نداره بنده اش اینقدر به وسیله اصالت بده...
نا امیدش میکنه... مخصوصا اگه مومن باشه...و خیری و قابلیتی در اون بنده ببینه
اگر برای تقرب خیلی در قید شهادت (به معنای متعارفش) باشه... بهش نمیده...
پاسخ:
خیلی از این جمله خوشم اومد: خدا دوست نداره بنده اش اینقدر به وسیله اصالت بده...
میفهمم!
سلام .... خوب که دقت کنیم تن های مورد نظر شما از تنهایی هستند که اصالتا" از مجردات هستند .... تن های مهذب شده
(تهذیب نفس)
پاسخ:
سلام
خب آخه اگه این جوری بگم یکی دیگه هم میتونه در مورد من این جوری بگه اما از من بلا نمیخیزه!! 
از سرکارعالی که صدور شر و بلا ؛ بعون الله تعالی دور باد  :)
اما بجز حضرات معصومین ؛ همه نفوس هوشمند عالم قابلیت خیر و شر دارند و در این فقره مخیرند ... لذا فرض محالی نیست که دیگران در باره ما داشته باشند ... ولی نکته مهمش این است که استعداد تن ها برای ایجاد شر ؛ از یک تن بیشتر است ... در پیدا کردن تن همراه در اطراف تان موفق باشید ... 
زنده باشید
پاسخ:
بله درسته.اما دوست ندارم در مورد مردم اینو بگم! اما حواسم هست که با اون بخش شرورشون مواجه نشم.
ممنون از نظرتون
۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۶:۲۲ قاسم صفایی نژاد
یاد جملات زیبایی افتادم که در این پست اوردمش:
دعا، باب مراوده با دوست
http://safaeinejad.ir/1393/12/08
پاسخ:
ممنون از لینک.میرم میخونم.
اگه قسمت باشه بهتون میده
پاسخ:
دیگه خیلی مهم نیست.
۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۳:۰۳ سربازِ روزِ نهم
کاری نداره
دنبال رد پای خدا که بگردید آدمای شبیه خودتون روپیدا می کنید
پاسخ:
رد پای خدا که همه جا هست.گشتن نمیخواد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی